ی‌کردند. یک طرف قاب دزد و طرف دیگر آن عاشق نامیده می‌شد.
4-2-1-7. اربعه عشر
“اربعه عشر” نوعى قمار بوده که در قدیم الایام معمول بوده که براى بازى آن نوعى ابزار چوبى ساخته شده بود که گوى‌هاى کوچکى جهت بازى در خانه‌هایش می‌انداختند. فقها در باب تجارت، در بحث قمار از آن به عنوان وسیله‌اى که با آن قمار مى‌شده است، یاد کرده‌اند.58بعضى بقّیرى را همان “اربعه عشر” دانسته‌اند.59
5-2-1-7. خواتیم
“خواتیم” جمع خاتَم به معنای انگشتری‌ها می‌باشد. خواتیم با خواتم جمع خاتِم و آن نزد “اهل جفر” حروف هفتگانه می‌باشند که پیوسته جدا به کار برده می‌شوند و هیچگاه با حروف دیگر در نوشتن پیوستگی پیدا نکنند. ظاهر آن است که مراد از خواتیم “لعبه الثلاث” باشد. لعبه الثلاث معرب “سه در” است. چرا که گفته شده ظاهراً مراد از لعبه الثلاث سدر باشد که معرب واژه فارسی سه در می‌باشد60. سدر، کُنار راگویندو آن میوه ای است معروف، شبیه به آلوچه و در هندوستان بسیار است و آن بازی ای است که در آن با میوه‌های درخت کنار، بازی شبیه به بقیری صورت می‌گیرد.61

6-2-1-7. پاسور
پاسور متشکل از ?? عدد صفحه مقوایی یا پلاستیکی است. ورق بازی شامل 4 دسته کارت به نامهای خشت، دل، خاج و پیک است و هر دسته دارای اعداد 1 تا 10 و سرباز و بی بی و شاه است.
از این ورق‌ها برای انواع بازی و سرگرمی، شعبده بازی‌ها، چشم‌بندی و تردستی‌ها، ساختن خانه‌های با ورق و نیز برای قمار استفاده می‌شود. هر ورق در یک طرف دارای شکلی و علامتی است که با بقیه ورق‌ها متفاوت است و طرف دیگر همه آن‌ها (در یک دست ورق) کاملاً مشابه یکدیگر می‌باشند. پاسور را همان‌طور که کتب لغت معنی کرده‌اند، نوعی از بازی ورق می‌باشد.62 این نوع ورق‌ها که معمولاً 52 عدد است با طرز خاصی بین افراد، قماربازی می‌شود که در صورت غلبه و برد فردی که فائق آمده بازی تمام می‌گردد. در این بازی اکثر مواقع برد و باخت است و در مواردی هم بدون برد و باخت با هم بازی می‌کنند. باید گفت بهترین مصداق امروزه برای آلات و وسایل قمار در کشور همین پاسور است. مراجعه به محاکم و نظاره کردن پرونده‌ها این مطلب را می‌فهماند. لورد، پوکر، آسی بلوط، سرقاپ و بیست و یک از آلات مخصوص قمار شناخته شده‌اند و در جایی دیگر نقل شده که بانک، گنجقه، اربعه عشر، ورتوش، فروس قرمز، ایاز، بیقوط، اس، هشت و نه هفت بالا هفت پایین و… از جمله این آلات هستند.63
3-1-7. میسر
از منظر قرآن کریم “قمار” با “میسر” تفاوتی ندارد و هر دو به یک معنا هستند.64 خداوند از قمار تعبیر به میسر کرده به این دلیل که در قمار، شخص قمارباز با سهل وآسانی مال دیگری را بدست می‌آورد.65قمارباز را “یاسر” نیز گفته‌اند66 از ریشه “یسر” به معنی آسانی و علت نامیدن قمار به میسر بدان جهت است که به‌وسیله قمار، مال دیگران توسط قمارباز، به‌آسانی به چنگ می‌آید.67 “یسر” در برابر واژه “عسر” قرار دارد68 که به معنای زحمت و سختی است. “میسر” مصدر است و به موقعیتی گفته می‌شود که شخص خود را در آن موقعیت قرار می‌دهد تا بتواند به‌آسانی، خواسته‌های خود را به دست آورد. واژه‌ی “میسر” در قرآن دارای بار معنایی منفی است و همردیف با خمر (شراب) آمده است.69 خمر، اگرچه به مسکراتی مانند شراب انگور و خرما گفته می‌شده است، اما همچنین به معنای چیزی است که پوشاننده تعقل و زدودنِ حساسیت‌های انسان در برابر مسائل و مشکلات است.70ازاین‌جهت شاید بتوان گفت که میان “میسر” و “خمر” رشته‌های معنایی و شباهت‌هایی وجود دارد.71بسیاری از تفاسیر و کتب لغت، واژه میسر را “قمار” معنا کرده‌اند؛72 اما با توجه به اینکه خود واژه‌ی قمار هم عربی است، می‌توان گفت که معنای میسر با قمار متفاوت است و چنان چه مشتقات دیگر این واژه در قرآن بررسی گردند تفاوت جدی این دو واژه با یکدیگر روشن خواهد شد.73البته میسر در عرب بیشتر در یک نوع خاصى از قمار استعمال مى‏شود و آن عبارت است از انداختن چوبه تیر که ازلام نامیده شده است.74
مفسرین گفته‌اند: میسر همان قمار است75 و یا نردو شطرنج هر دو میسر هستند.76 پیغمبر (ص) در شرح واژه میسر فرمود: “کل ما تُقُومِرَ به حتی الکعاب والجوز.”77 میسر هرچیزی است که با آن قمار شود حتی قاب بازی و گردوبازی. زمخشری هم در تفسیر خود همین معنا را برگزیده است.78 البته در وجود حرمت، اظهر بازی با آلات مخصوص قمار مدنظر است.79کاربرد اصطلاحی و فقهی هر یک از سه واژه (قمار، میسر و رهان) یکی است و از هر سه معنای واحدی منظور است؛ یعنی مسابقه بر چیزی به انگیزه غلبه و پیروزی در کسب مال. معادل فارسی این واژه‌ها (برد و باخت) است.80
البته این سه کلمه در معنای لغوی متفاوتاند: میسر از یسر به معنای آسانی و سهولت است.81رهان به معنای مالی که برد و باخت می‌شود82 و قمار معنای پیروزی دارد.83 از این روبهکارگیری این سه واژه در معنای فقهی برد و باخت بی تناسب با معنای لغوی آن‌ها نیست. در برد و باخت، مال یا چیز دیگر در میان است که به آسانی و سهولت به چنگ می‌آید و نوعی غلبه و پیروزی را به همراه دارد. هریک از این سه کلمه، به جهت تناسب با یکی از این جهات به استخدام معنای جدیداصطلاحی در آمده است.84
4-1-7. معامله
ازنظر لغوی معامله به معنای عمل متقابل طرفینی است. به همین دلیل به معنای دادوستد نیز آمده است؛85 اما در فقه اسلامی، اصطلاح معاملات در معانی زیر به‌کاررفته است:
الف. در مفهوم عام خود، معاملات در مقابل عبادات قرارگرفته است.86
ب. در مفهوم خاص، معامله عملی است که نیاز به‌قصد انشا دارد. در این معنا، معامله اعم از عقد و ایقاع است.87
ج. در مفهوم اخص، معامله به معنای هر عقد و عمل حقوقی است که با انشای طرفین تحقق می‌یابد.88درجایی دیگر معامله به معنای اخص را عقود مالی معوض دانسته‌اند.89باوجوداین فقها در معنای خاصی، اصطلاح معامله را در معاوضات و عقود مالی به کار می‌برند که جنبه دادوستد دارد و معامله را با مبادله اموال مساوی دانسته‌اند.90 به نظر برخی از فقها معامله تبدیل دو رابطه اعتباری به اعتبار تبدیل متعلق آن‌ها (عین و منفعت) است.91عمل حقوقی مجاز را به‌طورکلی معامله حقوقی می‌نامند که بر اثر آن ایجاد، تغییر و یا اسقاط حق می‌شود.92